قاموس

مقدمه

باز هم پرونده ای دیگر روی میز قضاوت مردم؛ پرونده ای که این روز ها شاید جنجال برانگیز تر از گذشته شده است. موسیقی، همان تجربه ی روزانه ی «ما»یی که هر روز در تیررس رسانه ها قرار داریم. از این رو حقیر دست به کیبورد شده تا به طور اجمالی و در حد توان این پرونده ی قطور را مرور کرده و در مقاطعی بررسی و رفع ابهام کند. امیدوارم مطالب باعث اتلاف وقت شریف خوانندگان محترم نشود. در این مقاله به ذکر مفهوم موسیقی و جایگاه آن در زندگی بشر بسنده می کنیم.

موسیقی در لغت به طور کلی یعنی آهنگی که آورنده ی حزن یا نشاط و محرک احساسات باشد.1 و به طور خاص به فن آواز خواندن و نواختن ساز می گویند.2 همین طور علم موسیقی به معنای دانش ساز ها و آواز ها3 یا فن ترکیب اصوات به صورت گوش نواز می باشد.4 نکته ی قابل توجه این که واژه ی «موسیقی» میهمان یونانی زبان ماست5 ولی در رابطه با خود موسیقی نوشته اند که: «موسیقی از ایران به عرب نقل شد و از آنجا به زمان حکم بن هشام به توسط زرقون (زرگون) و عیون به آندلس6 و از آندلس به دیگر قسمت های اروپا نشر پیدا کرد».7 البته منظور این نیست که اعراب و اروپاییان قبل از آن با موسیقی هیچ آشنایی نداشتند؛ بلکه منظور این است که علم و هنر موسیقی به صورت تکامل یافته و به عنوان یک فن در بین آن ها شناخته شده نبود. البته از نقاط سیاهی که در تاریخ موسیقی وجود دارد این است که در آن زمان این ابزار به صورت لهو و غنا انتشار یافت و به همین دلیل در آن زمان اهل بیت علیهم السلام با آن مخالفت کردند که در روایات کاملا مشهود است.8 (در رابطه با لهو و غنا در آینده به تفصیل صحبت خواهیم کرد.)

برگی از تاریخ موسیقی ایران

استاد بزرگوار،شهید مطهری، این عالم مجاهد و همیشه در صحنه، در رابطه با موسیقی دارند که غنا و موسیقی در ایران سابقه ی طولانی دارد و به نقل از کتاب تاریخ ایران مشیرالدوله فرمودند: «بهرام گور از هند دوازده هزار رامشگر(نوازنده و خواننده) را جهت نوازندگی آورد».9 و همین طور به نقل از تاریخ اصفهانی فخرالاسلام می فرمایند: «بهرام گور دستور داد مردم نصف روز کار کنند و نیمی دیگر را به عیش و عشرت بگذرانند، باده بنوشند و موسیقی بنوازند. از این رو مقام آوازه خوانان اوج یافت. روزی بر گروهی عبور کرد که می نوشیدند ولی گوش نمی دادند. پرسید: کو آوازه خوان؟ جواب دادند: می خواستیم از وجودشان استفاده کنیم، اما هزینه شان به واسطه ی کمیابی زیاد است. بهرام نامه ای به پادشاه هند نوشت و رامشگر خواست. دوازده هزار رامشگر از هند آمدند و بهرام آن ها را بین شهر  های ایران تقسیم نمود».10

من موسیقی گوش می کنم پس هستم!

موسیقی به طور کلی به دو دسته تقسیم می شود:

1. موسیقی طبیعی

صدا های موجود در طبیعت اطراف ما اعم از صدای آواز پرندگان، صدای خش خش برگ درختان، صدای جریان آب، صدای وزش باد و... همه و همه موسیقی طبیعی به شمار می آیند. این صدا ها یکرنگ و یکنواخت و به طور ملایم نشاط آور و مسرت بخش اند و مانند آهنگ های غیر طبیعی دارای ارتعاش و زیر و بم های عجیب و غریب نیستند. بنا بر این نه تنها زیانی ندارند بلکه مفید و مفرح روح می باشند.11

2. موسیقی غیر طبیعی (مصنوعی)

آهنگ های ساخته ی دست بشر اند که دارای زیر و بم ها و ارتعاشات و تحریکات گوناگون اند. می توانند بر اعصاب مسلط شوند، بخندانند، بگریانند، به حد افراط نشاط یا اندوه ایجاد کنند و گاه آن چنان بر اعصاب مسلط شوند که شنونده را بی اختیار کرده و وادار به حرکت کنند.12 البته منظور از حرکت تنها حرکات موزون و رقص نیست. بلکه پرخاشگری و مسائل دیگر نیز مطرح است که در آینده در مورد آن صحبت خواهیم کرد.

این تحریکات به تدریج آثار زیان باری برای شنوندگان و نوازندگان به همراه خواهد داشت که باز هم در آینده با ذکر نمونه به بررسی آن خواهیم پرداخت.

با این تعابیر می توان گفت که ما هر روز در معرض موسیقی طبیعی و گاه غیر طبیعی قرار داریم و به طور کلی امکان ندارد که ما بتوانیم موسیقی را از زندگی خود خارج کنیم و موجودیت ما با موسیقی همراه است و همین طور مفاهیمی در موسیقی وجود دارد که قابل تعمیم است و تمام لحظات عمر ما را تحت تأثیر قرار می دهد.

امیدوارم که تا این جای کار، مطالب مورد رضایت امام عصرعلیه السلام  و شما عزیزان بوده باشد.

خواهشمندم توجه داشته باشید که این مقاله یک مقدمه بود و هنوز برای قضاوت کردن در مورد جهت گیری بحث خیلی زود است. منتظر مقالات بعدی باشید و انتقادات و پیشنهادات خود را کامنت کنید.

یاعلی


1. فرهنگ عمید/ واژه ی «موسیقی»

2. همان

3. لغت نامه دهخدا/ واژه ی «موسیقی»

4. همان

5. فرهنگ عمید/ واژه ی «موسیقی»

6. https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%84%D8%B3

7. لغت نامه دهخدا/ واژه ی «موسیقی»

8. مجموعه آثار شهید مطهری/ ج 14/ ص 363

9. همان

10. همان

11. پیشگفتار کتاب تأثیر موسیقی بر اعصاب و روان

12. همان

نظرات  (۱)

لطفا ادامه دهید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی