قاموس

تا این جا مقدماتی طرح شد و البته طرح کامل مقدمات و مسائل برهانی موضوع انسان کار یکی دو بخش و حتی چندین جلد کتاب هم نیست .

در این مرحله وارد مسائلی می شویم که ارتباط  ملموس تری با موضوع دارند.

قسمت هفتم: فطرت و غریزه

nature

بسیاری از اندیشمندان تمام تلاش خود را در جهت یافتن راه های تربیت انسان صرف کرده  و سعی کرده اند به سوالاتی اساسی در این زمینه  پاسخ دهند.

اولین سوالی که طرح می شود این است که:

ریشه و اساس رفتار انسان درچیست؟

چه عواملی بر این رفتار تاثیر می گذارد؟

؟......................

گروهی می گویند رفتار انسان در زیر دستگاه تنگنا های مادی شکل می گیرد و زیر بنای سیر زندگی انسان تنها موقعیت های مادی است با توجه به این نظر نمی توان از انسان به خودی خود رفتار مشخصی انتظار داشت .

گروه دیگر می گویند عامل شکل گیری رفتار انسان درونی است و انسان به آن جهت که به خود علاقه مند است به دنبال کسب مزیت می رود. زندگی مسالمت آمیز انسان به جهت کسب منافع است و او را جز با سرکوب کردن برخی از امیال نمی توان تربیت کرد. این تفکر را ایده آلیسم هم می نامند که تعریف دیگری از همان ایده آلیسم اخلاقی است که بررسی شد.

نظرات بسیار زیاد دیگری  در این مساله طرح شده که در اینجا قصد بررسی آنها را نداریم.

اما مبنایی که منتخب این مقاله است این است که :

انسان هر چند تاثیر از خارج می پذیرد  امیالی درونی دارد که همه ی آنها می توانند برای او سودمند باشند زیرا سبب کسب مزیت هایی می شوند تا به حیات او کمک کنند.

این امیال طبعا امکان سود و ضرر دارند.

امیال انسان پیچیدگی هایی دارند که  سبب دشوار شدن تحلیل آنها می شود انسان گاهی خلاف میلی درونی عمل می کند و گاهی وجود میل درونی و غیر اکتسابی کاملا واضح است گاهی انسان  به سختی می تواند بر خلاف میلی عمل کند و گاهی اصلا میل و انگیزه ی خود را  نمی فهمد.

اما در هر حال امیال درونی وجود دارند  اگر انسان چیزی را که دوست ندارد انجام می دهد یا علاقه ی برتری در کار است یا مانعی.

و موانع خارجی تنها عامل و مهمترین عامل نیستند.چون انسان عالم بیرون را از درون خود می بیند.

پس رفتار انسان در جهت رشد امیالی درونی است.

این امیال را غریزه می نامند. 

حال غریزه چیست؟ و چگونه بوجود می آید؟

ما امیالی داریم  که با اولین ادراک آنها جذبشان می شویم.

پس انسان علاوه بر میل دارای نیروی ادراک و دریافت است.

ادراک تصویری است جهان .

اما آیا درک امیال بدیهی از قبل در درون انسان موجود بوده؟

 اینجا بدلیل اختلاف در این امر دو دسته تفکر ایجاد می شود.

نظر اول می گوید انسان از آغاز دارای ادراکاتی است.

اما بنابر نظر دوم انسان در آغاز استعداد صرف است.

اگر نظر دوم را بپذیریم پس تکلیف امیال بدیهی چه می شود؟

باید تذکر دهیم بدیهی بودن یک میل به این معنی نیست که انسان آن را از قبل داشته باشد.

بلکه میل بدیهی میلی است که انسان به محض اولین ادراک می پذیرد و آن ادراک نیاز به ادراک دیگر ندارد.

چون استعداد یک موجود جذب شونده به سوی وسایل کمال خود است و میل امری ذاتی برای استعداد است پس ریشه ی اصلی وجود میل به یک چیز استعداد حرکت به سوی آن است  و نه ادراک قبلی آن.

مثلا ما اگر سیب را ببینیم به دنبال آن می رویم و چون پاسخگوی استعداد ماست آن را می پذیریم.

خلاصه این که چون استعدادی هست میل به آن هم ایجاد می شود و امیالی اولیه وجود دارد.

اما استعداد ها اولا می توانند رشد پیدا کنند و با کمال آنها می توان به استعداد های برتری دست یافت.

 رشد استعداد ها به این صورت است که:

 کمال و وصول به هدف  هر استعداد مقدمه ای است برای استعداد دیگر که آن استعداد متکامل هم میلی دارد.

مثلا دانه استعداد میوه شدن دارد و میوه استعداد خون شدن.

اما محدوده ی رشد استعداد ها ظرف خاصی را می طلبد دانه تا مرحله ای رشد دارد پس از آن دانه می ماند و ادامه ی مسیر را سیب طی می کند.

جسم جمادی مانند آهن استعدادی  بوده که کمال یافته و متوقف شده البته با اثر عامل خارجی می تواند رشد بیشتری داشته باشد اما با فرض ظرفیت محدودش اگر تغییر بیشتری داشته باشد دیگر آهن نیست.

 به ویژگی های اجسام جمادی طبیعت می گویند.

یگ گیاه کمال بیشتری یافته و نمو و سازگاری دارد یک سلول خواص زیستی بیشتری دارد این خواص را هم طبیعت نباتی گویند و ویژگی موجود مرتبه بالاتر از آن که حیوان است را غریزه می گویند.

می رسیم به انسان که سلسله ی وجود خود را از نطفه شروع می کند که استعداد محض حیوانیت است.

انسان علاوه بر کسب مراتب غریزه و گسترش آن  در حد حیوان  در حد متفاوتی و اعلایی از حیوانات قرار می گیرد زیرا گستره ی نیاز های او وسیع تر است.

او نیاز های علاوه ای هم دارد.

که از جهت کمال نیز برتر است و بعضی اصلا در عالم مادی مشهود و محدود به زمان و مکان نمی گنجند.

در اصل نیاز های مادی حالت نازله ای از آنهاست و نیاز های معنوی حالت متکامل نیاز های غریزی است.

پس درانسان هم نوع اول نیاز ها و هم نوع برتر آنها که همان فطرت است وجود دارد.

فطرت به عبارتی مرتبه ای از رشد انسان است و به معنای دیگر میل به آن غایت و هر دو ریشه در یک چیز دارد همان طور که  گفته شد چون آن غایت موجود است استعدادش و در نتیجه میلش هم وجود دارد.

هر اندازه انسان به حد کمال وجود خود برسد و در مسیر نیاز های عالی قدم بر دارد به مرحله بالاتری از انسانیت پا می گذارد.

 

 

     

نظرات  (۲)

Great common sense here. Wish I'd thuhogt of that.
به به عالی بووود
پاسخ:
خواهش

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی