قاموس

قسمت یازدهم : چراغ

wisdom

در قسمت قبل گفتیم یکی از وسایل مهمی که به کمال انسان کمک می کند اراده است اما فکر می کنم باید دقت بیشتری به خرج دهیم..................

ارزش اراده ذاتی نیست اراده موضوعات مختلف دارد و تنها وسیله ای برای آنهاست.

چه بسا اراده های قوی که با تمام همت راه غلط می روند و به سعادت نمی رسند.

پس باید موضوع اراده صحیح باشد.

اما آنچه موضوع اراده را مشخص می کند و به عبارت دیگر میل را تبدیل به اراده می کند چیست؟

آنچه باعث مراتب  متفاوت رشد گرایشات و ادراکات می شود چیست؟

انسان نیرویی ذهنی دارد.

ذهن تجزیه و تحلیل و سنجش هایی پیچیده به عمل می آورد.

و همین سنجش هاست که مدبر امیال انسان می شود و اراده را بوجود می آورد.

و عامل هدایت  گرایشات و ادراکات می شود.

این نیرو دو مرحله دارد:

مرحله ی اول گسترش ادراکات است و سنجش ادراکی که آن هم دو قسم دارد قسم اول ادراک عالم آن طور که هست و قسم دوم ادراک عالم آن طور که مربوط به فعل انسان است.

مرحله ی دوم تعمق عملی در ادراک مرحله ی اول است به حدی که دراثر درک درونی اهمیت امیال، شدت امیال افزایش می یابد و انسان را به اراده و حرکت وا می دارد.

این کار ممکن است. چون ذهن علاوه بر آن که وسیله ای برای دیدن است وسیله ای برای بزرگنمایی هم هست و عامل به خصوص در انسان این است که در رفتار او علاوه بر وجود استعداد و درک محرک خارجی نوع دیدگاه که بر اساس تعمق در ادراک ایجاد می شود هم موثر است.

مثلا ادراک اهمیت و فایده ی تشنگی  آن قدر عمیق شود که انسان را به آب خوردن وادار می کند.

تا این سنجش و تعمق نباشد امیال به طور ارادی جهت دهی نمی شوند و به صورت خود به خودی که همان میل صرف است و نیز تحت تاثیر عوامل خارجی به پیش می روند.

مجموع این تشخیص و تدبیر ها را عقل می نامیم که مرحله اول آن فکر وجایگاه آن مغز و غایت آن علم است و مرحله دوم آن تعمق و جایگاه آن قلب و غایت آن ایمان است.

انسان باید هر دو مرحله را به طور صحیح داشته باشد تا یک فرایند درونی از انسان منتشر شود.

می توانیم بگوییم مرکز صدور اخلاق قلب است و از طرفی رشد در مرحله ی دوم مقدمه ی رشد در مرحله ی اول می شود و این سیر به طور حلقه ای ادامه می یابد.

اما سوالات من :

قبل از آن سه نکته :

اولا این که عقل ظرف حقیقی ادراکات و گرایشات است نه یک وجود علاوه اما در واقع عقل خاصیت و شکل آنهاست.

ثانیا عقل بر اساس اختیار هدایت می شود و اراده می زاید.

ثالثا عقل مراتب خیر و شر ، ابتدایی و پیشرفته ، کار آمد و بی فایده دارد  یعنی کمال آن بسته به میزان استفاده ی ما از قدرت آن است.

نکت تمام شد.

فرق ذهن و عقل چیست؟

فرق علم و عقل چیست؟

اهمیت علم در چیست؟

آیا مرحله ی دوم همان عمل است؟

احساس مربوط به کدام مرحله است؟

می توان گفت مرحله ی دوم از جنس میل است؟

فرق میل و عشق چیست؟

عشق چیست؟

آیا میتوانیم بگوییم ایمان اقسام خوب و بد و قوی و ضعیف و موضوعات مختلف دارد؟

آیا می توانید رابطه ی علم و ایمان را توضیح دهید؟

و یک سوال سخت:

آیا می توان از طریق قلب شناخت پیدا کرد؟چگونه؟

و چند سوال کاربردی:

عشق قبل و بعد از ازدواج چه فرقی می کند؟

چرا گاهی می گویند اول عشق گاهی می گویند اول فکر؟

آیا می توانید تعارض نقل و عقل را خاتمه بخشید؟ (البته منظور از عقل برهان است)

آیا برهان و قرآن کافی اند؟

آیا هر علمی می تواند مقدمه باشد؟

درباره ی مأمون چگونه قضاوت می کنید؟

درباره ی عمروعاص چطور؟

بصیرت چیست؟

نفاق چیست؟

وجدان چیست؟    

 

   

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی