قاموس

قسمت سوم : با اشتها ی دو سر چه کنیم؟

برای این منظور ابتدا باید کمی حرف حساب گوش بدهیم.
پس برویم به پیشگاه حرف حساب............

- : خداوند این قوه ی پاک را برای حفظ شخص خود و بقای آن در طبیعت و تولید مثل و حفظ آن به جهت بقای نسل قرار داده است.
واگر انسان این قوه ی شریف را نداشت به واسطه ی خطرات و نیازمندی ها رو به زوال و فنا می رفت.
باید توجه داشته باشیم که  تحصیل سعادت ابدی در همین دنیا و با اقامه ی طبیعت و سلامت جسم و در گستره ی جامعه صورت می گیرد که احیای این امور بوسیله ی همین قوه است.
توسط این قوه نفوس ناقصه ی انسانی رشد می یابد و تلاش می کند برای ایجاد مدینه ی فاضله.
این قوه از آنجا که به نیاز فردی گرسنگی و تشنگی مربوط می شود باعث تغذیه ی بدن و سبب فعالیت انسان خواهد شد.
و از آنجا که مربوط به حس نیاز جنسی است سبب تولید نسل و خدمت به نوع بشر و تشکیل خانواده و جامعه برای همراهی و همکاری می گردد .
و از آنجا که به حب جاه و تعالی مربوط است سبب تعالی و رفاه در این زندگی خواهد شد.
و زمینه را برای تشکیل یک مدینه ی فاضله و عبودیت الهی فراهم می سازد.
اما این قوه تا وقتی کفیل سعادت است که در حد اعتدال بماند.
هتک پرده ی عفت و تجاوز از حد این نعمت سبب پشیمانی های بسیاری خواهد شد.
اکنون انسان بیدار اگر قدری فکر کند به این جنایت بشر پی خواهد برد :
این که به واسطه ی افراط در قوه ی شریفی که هدف آن بقای نسل است موجب قطع نسل شده.
و با افراط در آن قوه که هدفش پویایی جامعه است موجب بی نظمی و خمودگی جامعه و شیوع امراض عاطفی و روانی و وراثتی و تناسلی شده است .
این اثر افراط در عالم طبیعت است.
باید دانست برای هر کدام از اعمال چه خیر و چه شر در روح و روان انسان و به دنبالش در عالم ملکوت یک صورت باطنی هست.
بنابر حکمت اصحاب قلوب و بیان کتاب آسمانی و روایات ائمه اطهار اعمال انسان هاست که بهشت و جهنم را می سازد.
نگاه کنید به آیه 30سوره ی آل عمران و آیه 8و6 سوره ی زلزال
انسان در قیامت حقیقت و خود اعمال را خواهد دید و این اعمال در قلب انسان اثری خواهد داشت.
 اعمال است که بر ایمان و حال عبودیت و شناخت او از وحدانیت الهی تاثیر خواهد داشت.
کسی در عالم کشف اسرار درون که همان قیامت است شایسته ی صورت حقیقی انسانی که اشرف مخلوقات است خواهد بود که اعمالش مطابق فطرت انسانی و در حد اعتدال باشد اگر انسانی در شهوت زیاده روی کند چون حیوانی چرنده و بدتر از اوست و حقیقت روح او در همین حد خواهد ماند.
راه اصلاح  ، تفکر در مواعظ و اثرات اعمال و اعتماد بر آنهاست.
اگر یک طفل به انسان خبر دهد که خانه ات آتش گرفته لا اقل نگران نمی شود؟
چه رسد به آن که پیامی باشد با دلایل عقلی و تجربی و شهود نفسانی و عرفانی و بالاتر از همه پیام پروردگار باشد.
دلیل این که نفس ما این مواعظ را نمی پذیرد تیرگی و غبار غفلت است که چشم دلمان را کور کرده و گوشمان را برای شنیدن پیام الهی کر نموده که حقایق را نمی تواند بیابد.
نگاه کنید به آیه 179 سوره ی اعراف
علامت جهنمی بودن آن است که انسان با دلی که خدا برای تدبر در آیات الهی به او داده است آیات الهی را بشنود اما بصیرت لازم را از دل خود دور کند و در مسیر کمال از افق انسانیت تجاوز ننماید.
مواعظ و قصص قرآنی مخصوصا سوره یوسف به قصد تعریف تاریخ و شناخت شخص یوسف نیست بلکه به قصد شناخت شخصیت یوسف و درس اخلاقی آن است.
بار دیگر به روایات دقت کنید:
امام صادق می فرمایند :عبادتی بالاتر از عفت شکم و دامن نیست.
امیرالمومنین می فرمایند:کسی که شهوت نفس را به او عطا نکند به کمال رسیده است.
یعنی کمال نفس انسان مرهون مراقبت از استغراق در لذّات و عدم متابعت از شهوات است. متابعت از شهوات سبب دور ماندن از نور هدایت و ایجاد کدورت نفس خواهد بود.
امام صادق می فرمایند:کسانی که عفت ندارند شیعه ی ما نخواهند بود هرچند در ظاهر خود را شیعه بنامند.
زیرا قرآن کریم می فرماید: و از شیعیان او ابراهیم است که با قلبی سالم بر پرودگار خود وارد شد.
و قلب سالم قلبی است که اسیر شهوات نباشد.   
         

  
 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی