قاموس

قسمت سوم: هو


Image result for ‫دید از بالا‬‎


زهد مفهوم عجیبی است و معانی بسیاری دارد

با ذکر چند مثال زهد را به گونه ی دیگری بررسی می کنیم

زهد یعنی این که اگر پزشک امروز به من گفت بستنی نخور بتوانم و نخواهم

یعنی اگر کتاب مورد علاقه ام گم شد دلم در به در آن نشود  

یعنی در برابر مصائب و نیاز ها از در ضعف و بیچارگی وارد نشوم

برخی صبر را از مقوله ضعف می دانند در صورتی که به عکس صبر از روی قدرت است انسان صبور انسانی مقاوم است کسی نیست که تلاش نمی کند برعکس کسی است که دست از کار نمی کشد این یعنی صبر

 صبور شاید گاهی هم دست از کاری بکشد اما این عملش از روی قدرت است آنجا دست می کشد که دارد تحقیر می شود کسی که در برابر خواهش های گرگ مآبانه خود می ایستد مانند همان کسی است که در برابر دشمن می ایستد پس اصل در صبر قدرت است اما کدام قدرت؟

انسان صبور در برابر مشکلات می ایستد اما این به آن معنا نیست که در برابر آنها سکون دارد ایستادن گاهی مقدمه حرکت است

آدم زاهد صبار و شکور است یعنی هم می ایستد هم اقدام می کند

اما به بیان قرآن آنکه زاهد نیست در این مواقع نمی تواند صبورو شکور باشد چراکه  آنکه زاهد نیست هلوع است.  در نتیجه در برابر مشکلات جزوع است و می نشیند و از عالم و آدم شکایت می کند و لخت و بدون حرکت می شود

همین انسان در برابر نعمت ها منوع است نعمتی که بدست آورد دو دستی می چسبد هر کار دلش خواست با آن می کند وقتی به او می گویند صلاح این است می گوید این مال من است کسی نداده که بخواهد تکلیفش را تعیین کند، کدام نعمت؟

 و بنابر آنچه در ابتدا آمد هم منوع بودن و هم جزوع بودنش نشان ضعف است همانطور که زاهد هم صبر و هم شکرش نشان قدرت و حرکت است

زاهد این حس طمع و هلوع بودن را کنترل کرده است

اینجا سوال پیش می آید که خب ما از بر طرف کردن نیاز ها لذت می بریم از رفاه،  از زیبایی و ... و همه ی ما انسان ها هلوعیم

این حرف درست است چرا که بنابر همان گفته قرآن این هلوع بودن ویژگی بشر است

اما باید دانست که این استعداد جایگاهی دارد  

جایگاه شناسی زاهد و غیر زاهد فرق دارد چراکه روش اخلاقی آنها متفاوت است و جهان در نظر آنها متفاوت است هر کدام تفسیری از هستی و شایستگی های انسان دارند

و گفتیم زاهد انسان را از قله ای رفیع تر می بیند و حرمت و شوکت خاصی برای او قائل است

و در این باره در قسمت قبل آمد که زاهد انسانی معنوی است یعنی فقط به متن نظر ندارد بلکه به روابط عمیق و اصیل و درونی دیگری که ستون های این متن است نگاه می کند

غیر زاهد شاید خیلی هم تلاش کند اما محاسباتش محاسباتی بی پایه است چرا که سر بالا نکرده ببیند در پیش رو چه می گذرد و دارد به کجا می رود

به همین دلیل قرآن می گوید سعی بعضی افراد گم می شود یعنی سعی کرده اما برای چه و چگونه؟ ، گنجی دارد و محصولی کاشته اما در کدام زمین؟  و این گم کردن ریشه در یک گم کردن دیگر دارد قرآن یک اخسرین اعمالا دارد  یک الذین خسروا انفسهم دارد که اشاره دارد به همان شناخت جایگاه خود پس دلیل این که عمل این انسان عاطل و باطل است این است که آنکه جایگاهش را نشناخت مانند زارعی است که زمین کشت را گم کرده

انسان معنوی هم انسان است اما انسانی بزرگ تر،  او هم کمال و جمال را دوست دارد اما کمال و جمال را در مفاهیم دقیق تری می جوید

که در این نظر اساس این طلب همان معشوق است یک حقیقت متعالی و مطلق و سرشار، غنی  حمید  قهار

زاهد هلوع بودن اش برای اوست و او را می خواهد جزوع بودنش برای اوست و از فراق او می نالد منوع بودنش برای اوست و او را دو دسته می چسبد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی