قاموس

از این پس به لطف حجت منتظر مبحث انسان و روان بامداد هر چهار شنبه به روز رسانی خواهد شد.

قسمت سوم : الهیات یا معنویات؟

LordBuddha


در اولین گام برای ورود به دنیای اخلاق و ارزش ها باید ریشه ی باور خود به این حقایق را باز شناسیم.

آیا شعوری کائنات را احاطه نموده؟

آیا مکاتب مذهبی چیزی متفاوت از دیگر مکاتب به ما ارائه خواهند داد؟............

معنای مذهب و معنویت چیست؟

آیا مذهب الهی چیزی غیر از اعتقاد به معنویات است؟

شاید مشکل این است که مکاتبی معتقد به نیرو هایی فراطبیعی اما غیر الهی هستند.

ایشان مانند کسانی هستند که زیر نور آفتاب ایستاده اند و  گمان دارند از نور چراغ بهره می برند لذا می خواهند از آفتاب بگریزند ناگهان به خود آمده می بینند نور را از دست داده اند.

در حقیقت اعتقاد به قوا و شعور غیر مادی بدون توحید نیز گردابی همانند اعتقاد به مادیت صرف است.

کثرت بی وحدت در معنویات غیر ممکن است به همان دلایل که در مادیات غیر ممکن است.

بنابرین کسانی که دم از  معنویت بدون توحید می زنند هنوز از کثرت مادیات هم خارج نشده اند.

نقطه ی تمایز عرفان های الهی و غیر الهی همین جاست.

هدف از کسب عرفان غیر الهی کسب قدرت معنوی برای رفع نیاز های مادی ، خود خواهی ها ، نوعی خاص در نظر مردم جلوه کردن و یا اعمال نیکی است که دل می خواهد و فقط دل می خواهد و گاهی صرفا دوستی شکم بشر است گاهی هم رسالت هایی جزئی است.

اما عرفان الهی هدفش کمال لایتناهی ، فنا در بقای آن و ارائه جلوه آن به دیگران است.

پس زهد مذهبی سوای عشق و اخلاص نیز عملی غیر الهی است.

ایجاد عرفان های غیرالهی درس بزرگی برای اندیشمندان ماست که بدانند اثبات نیرویی فرا طبیعی و یک نظم و شعور نامرئی اثبات خدا نیست و ممکن است فکر ما رابه سوی وجود الهگان و شعور خود به خودی کائنات بکشاند.

اثبات خدا در اثبات وحدت هستی است.

اگر این عزیزان به نیروی واحد هستی معتقدند چه دلیلی دارند که آن را خدا ننامند؟ و شاید انگشت اتهام به سمت شما بگیرند که چه اصراری دارید که آن را خدا بنامید؟

اما تفاوت اعتقاد به آن نیروی واحد و اعتقاد به خدا این است که اعتقاد به آن شعور و هماهنگی در واقع یا مساوی کثرت است یا اعتقاد به یک خدای بی اختیار است که عالم را ایجاد کرده و نیرو هایی در آن قرار داده و کوچکترین کشف علمی او را در این میدان یک قدم به عقب می راند.

اما اعتقاد به خداوند منّان اعتقاد به یک هستی ازلی و ابدی ذی شعور است که هم در ایجاد و هم در وجود و هم در هدایت وکمال واجب است.

ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا با اعتقاد به خداوند منان تمام جوانب زندگی انسان از اوست و می توان گفت از رگ گردن به آدم نزدیک تر است ، دیگر قوانین طبیعی ناطر بر اونیست بلکه اصلا افعال اوست که نظام ساز است.

خدا آن قلمبه نور بالای آسمان هم نیست .

خدا پرودگار هر آنچه هست است.

نظرات  (۱)

بسیار عالی بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی