قاموس

در این قسمت و چند قسمت آینده مطالبی طرح می شود که شاید در ظاهر مربوط به مساله انسان و روان نباشد اما نقش تعیین کننده ای در این مساله دارد.

  قسمت چهارم :علم خدا وجبر

neghah

 

آیا علم خدا به اعمال انسان، سبب سلب آزادی انسان نیست؟
اصلا خدا چه طور می بیند و می شنود و حاظر است در همه جا؟ ......................

خدا از آنجا که هر وجودی از اوست و هر چیز جلوه ی اوست تمام جهان ذره ی واحدی است در برابر او.
این جمله نشان دهنده ی ثبات وجود و آگاهی خداوند است.وقتی ما می بینیم چه کسی می بیند چشم یا روح و همان خود؟
این خود از کجاست؟ تصادفی است یا حقیقی ؟ متحد است یا متفرق؟ مادی است یا معنوی؟
اگر این خود از خدا باشد پس دیدن هم از خداست همه ی افعال همین طور است خدا از آنجا که خالق و مدبر است آگاه است.

با این وجود آیا علم خدا به اعمال انسان، سبب سلب آزادی انسان نیست؟

در همین لحظه به ذهن همه ی ما می رسد که :                                                                

آزادی انسان در انتخاب راه خود مشهود و مسلم است.                                                    

آنچه او را محدود می کند این است که از میان هزاران راه موجود هر کدام نتیجه ای خاص دارد .انسان اگر سعادت بخواهد مجبور است راه سعادت بخش برود اما می تواند نرود و نرسد .
پس عامل موثر همان اختیار درونی است.                                                                       

این که انسان در برابر مانع چند راه دارد و گوید این کنم یا آن کنم نشان اختیار اوست.
این که او را مجبوربه کاری می کنند بدلیل اختیار اوست.هیچ وقت موجودی که قابلیتی را دارد مجبور به انجام کاری نمی کنند در ماده فشار برای ایجاد قابلیت است اما در انسان برای چیست ؟           

برای اجبار در تصمیم.                                                                                              

امکان تصمیم نشان اختیار است و جبرمطلق سلب اختیار است نه سد آن.

مورد دومی که باید به آن توجه داشت این است که:                                                        

خدا هم راه ها و نتایج و هم انتخاب ها را حاظر می بیند. زیرا راه ها و نتایج زاییده ی انتخاب ها هستند و انتخاب ها همان عمل افرادست و آنها نیز در نظام بزرگ خلقت اند البته به عنوان عنصری سازنده .
برای درک غلط بودن تصور تضاد علم الهی و اختیار انسان باید توجه شود که:

به طور کلی وقتی انتخابی و عملی پیش بینی شود اگر  بدون بررسی عوامل ،فرض قطعیت در پیش بینی بیان شود این جبر است .
و  اگرتنها  بررسی عوامل باشد این پیش بینی قطعی نیست .
 پیش بینی قطعی وقتی است که تمام عوامل کاملا حاظر باشد و این دیگر پیش بینی نیست نظاره است.
 این که خورشید ببینیم و بگوییم روز است پیش بینی نیست  جبری هم در کار نیست.
 برای خداوند که مادی نیست زمان معنا ندارد و آینده و حال نزد او حاظر است.

طبق برهان مولا علی :
اگر خدا زمان داشته باشد پس مکان دارد و اگر مکان داشته باشد پس جایی هست که او نباشد و اگر جایی باشد که او نباشد پس حد دارد و اگر حد داشته باشد قابل اندازه گیری است و اگر قابل اندازه گیری باشد کمالاتی را فاقد است پس خدا نیست.
پس همان آینده ی با اختیار که ما هنوز انجام نداده ایم و خود انجام خواهیم داد را خدا حالا در وقت انجام می بیند.

اینجا سوال دیگری طرح می شود که پس خداوند نمی تواند در این نظام تغییر ایجاد کند؟                 

این سوال با توجه نکته ی گفته شده حل می شود و البته نکته ی دیگری باید به آن اضافه شود.

اولا دانستیم علم خدا محدود به زمان نیست پس همه ی تحولات جبری طبیعی یا امور اختیاری از جمله زندگی انسان با تمام تغییراتش معلوم نزد خداست.

ثانیا تغییر در ذات وصفت کامل او معنا ندارد .اما فعل او متحول است. افعال الهی که همان انسان و جهان است بر اساس اصولی مشخص و هر اصلی بر اساس اصل دیگر تغییر می کنند امر حتمی نیز ممکن است بر اساس اصلی دیگر تغییر کند اما همه ی افعال متغییر در نهایت متصل به صفت ثابت او است و معلوم نزد او.
بر همین مبناست که با دعا برای امری مقدر ممکن است بداء در این قضا حاصل شود زیرا دعا هم یک قدر  و عامل دیگری است تحت قدرت الهی.


نظرات  (۱)

I rellay needed to find this info, thank God!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی